تبليغاتX
کونو قوامین لله شهدا بالقسط ...

بسم رب المهدی (عج)

دانه درشت ها

در پی افشاگری های رييس جمهور عزيز درباره مفسدان اقتصادی، در مناظره های انتخاباتی ياد صحبت های آقا در اين رابطه  افتادم و البته ياد "دانه درشت" ها!

و اما چند نکته مهم:

پس از فرمان هشت ماده ای آقا در تاريخ 10/02/80 اميد می رفت که سران قوا با تمام توان جلوی مفاسد را در کشور بگيرند اما آنچه مردم و رهبر انتظار داشتند محقق نشد و باند ثروت و قدرت شکل گرفته، نگذاشت عملا هيچ مقابله جدی با اين مفاسد صورت گيرد. جالب است تا اين که پس از 4 سال از اين فرمان شعار جدی و قطعی يکی از نامزدها(و فقط يکی از نامزدها) مبارزه با مفاسد اقتصادی بود، پس از اينکه رييس جمهور کنونی در پس اين شعار و ديگر شعارهای آرمانی منتخب ملت شد همه اميدوار بوديم که مبارزه با مفاسد وارد فاز جديد و مهمی شود. اما در طی 4 سال دوران رياست جمهوری ديديم که تلاش های ايشان با مخالفت های جدی از سوی عده ای روبرو می شود و باند ثروت و قدرت به شدت ريشه دوانده است. خوب است به نکاتی که آقا در سال 80 يعنی 8 سال پيش در اين زمينه مطرح کرده اند دوباره نگاهی بيندازيم.

 

البته مسأله‌ى فساد هم كه ما گفتيم، بسيار مهم است. مردم عزيز ما بدون اين‌كه بنده هم بگويم، اين را مى‌دانند؛ اما من هم تأكيداً عرض مى‌كنم، اگر در جامعه‌اى پول و ثروت باشد، اما بد خرج شود، بدتر از اين است كه ثروت نباشد؛ چون هم محروميتها به جاى خود باقى خواهد ماند، هم عدّه‌اى با آن ثروتهاى ناصحيح به‌دست‌آمده‌ى ناحق و توأم با فساد، فساد را به وجود مى‌آورند. تهيدست بودن قشرهايى از جامعه، خودش فسادآور است - فساد و اعتياد و هرزگيهاى گوناگون بر اثر فقر پيش مى‌آيند - ثروتمند شدن عدّه‌اى از راه فساد هم خودش باز مرداب فساد ديگرى زير پاى مردم است؛ لذا با فساد بايد مبارزه شود.

 

البته من از مسؤولان قواى سه‌گانه كه به اين مسأله پاسخ گفتند، تشكّر مى‌كنم؛ ولى بايد جدّى دنبال شود. به صِرف گفتن بنده و قبول كردن رؤسا، مطلب تمام نمى‌شود. من در آن نامه، به رؤساى محترم سه قوّه نوشتم كه مبارزه‌ى با فساد، دشمن تراش است. هر كس بخواهد با فساد مبارزه كند، يك صف طولانى دشمن جلويش به وجود مى‌آيد. اين دشمنان چه كسانى هستند؟ فاسدها و لشكرهايشان؛ چون فاسدهاى دانه‌درشت، لشكرهايى هم دارند؛ اينها در مقابل مى‌ايستند و انواع كارشكنيها را مى‌كنند. كارشكنى هم، همه‌اش اين نيست كه كسى چاقو بكشد و به كسى حمله كند. امروز از چاقوكشيدن خطرناكتر هم هست: تهمت مى‌زنند، شايعه درست مى‌كنند، كار فرهنگى مى‌كنند و به كسانى كه از اين حرفها بزنند و بخواهند اين اقدامات را بكنند، برچسبهاى نادرست و ناحق مى‌زنند. بايد با اينها مقابله كرد و صريح و صادق وارد ميدان شد. بايد آن تلاش و فعاليت اقتصادى انجام گيرد؛ بايد به آن ارتقاى فرهنگ دينى و ايمانى همت گماشته شود؛ بايد مبارزه‌ى با فساد از همه طرف - چه از طرف رئيس جمهورى كه ان‌شاءاللَّه مردم انتخاب خواهند كرد، چه از طرف بقيه‌ى قوا - دنبال شود. طورى شود كه ان‌شاءاللَّه مردم حركت به سمت صلاح را حس كنند. 28/02/80

 

به نظر می رسد صف طويل دشمنان شکل گرفته است. حال اين ما هستيم که نبايد بگذاريم رهبرمان تنها بماند. اين گوی و اين ميدان!

يادمان نرود سال ها شعار داده ايم : ما اهل کوفه نيستيم علی تنها بماند.

 

سلام علی آل یس.
+ نوشته شده توسط زهرا شاهد در چهارشنبه 20 خرداد1388 و ساعت 8:55 |

بسم رب المهدی (عج)

چند نکته نگران کننده در رابطه با مواضع انتخاباتی آقای میرحسین موسوی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به نظرم رسید که شاید مطرح کردنش در فضای پیش از انتخابات خالی از لطف نباشد.

1-       تاکید آخرین نخست وزیر کشور بر اینکه یکی از مهمترین برنامه هایش اجرای فرمان هشت ماده ای امام (ره) خواهد بود. ایشان با اینکه در بسیاری از برنامه های تلویزیونی از برنامه هایشان صحبت نمی کنند و معمولا سربسته اشاره می کنند روی این قضیه بسیار تاکید کردند. در نتیجه برای من چند سوال پیش آمد :

اول اینکه اصلا این فرمان چه بوده؟

دوم اینکه در چه زمانی صادر شده؟

مخاطبین فرمان چه اشخاص حقیقی و حقوقی بوده اند؟

تطبیق مفاد این فرمان با شرایط روز ما در چیست؟ و ...

جالب است بدانید این فرمان در آذرماه سال 61 از سوی امام(ره) صادر شده است. یعنی حدود بیش از یکسال از آغاز نخست وزیری آقای میر حسین موسوی. مخاطب این پیام قوه قضاییه و ارگان های اجرایی هستند. شرایط آن روز کشور به گونه ای بود که برای شناسایی خانه های تیمی و مسائلی از این دست ارگان های دولتی بسیار به حریم خانواده ها وارد می شدند و به همین دلیل مسائل ناگواری پیش می آمد که منجر به دادن این پیام از سوی ایشان به مسئولین وقت شد.(مسئولین وقت مورد خطاب امام (ره) در آن زمان : آقاى موسوى اردبيلى رئيس ديوانعالى كشور، و جناب آقاى نخست وزير)

متن کامل پیام امام (ره) در جلد 17 صفحه 139 آمده است.

با یک نگاه به اوضاع کشور مطمئنا شرایط آن روز که امام (ره) را بر آن داشت تا این فرمان را صادر کنند در شرایط کنونی تطبیق ندارد.

اما تذکری که در این جا آن را ضروری می دانم این است که اگر آقای میرحسن موسوی از اشاره به این بحث این منظور را دارند که من نگاهم به حرمت افراد همان نگاه امام (ره) است و اینکه " احدى حق ندارد با مردم رفتار غير اسلامى داشته باشد[i] " که نگاه صحیحی است هرچند برای فهمیدن این معنا از امام نیازی به استناد به این فرمان نیست و در منش و تفکر امام (ره) این مفاهیم موج می زند. و اگر منظور ایشان این است که یکی از الویت های دولت ایشان اجرای این فرمان است که ایشان قادر به اجرای این فرمان نخواهند بود. زیرا بخش اعظمی از این فرمان خطاب به قوه قضائیه است و همان طور که می دانیم در ایران قوا کاملا از هم مستقل هستند و هیچ قوه ای حق ندارد قوه دیگر را به انجام کاری مجبور کند و این نوعی دخالت در امور دیگر قواست و پا را از حدود قانونی خود فراتر گذاشتن تلقی می شود.(زیرا که شاید قوه دیگر چنین تلقی نکند که اوضاع به شکل سال 61 است هرچند آقای موسوی چنین تصوری داشته باشند.) این موضوع در تضاد کامل با شعار قانونگرایی ایشان است.

البته امیدوارم آقای میرحسین موسوی در مدت 7 سال نخست وزیراشان (پس از صدور فرمان) به این فرمان عمل کرده باشند.

2-       مسئله دوم مربوط به ولایت فقیه است که به اعتراف دوست و دشمن از بزرگترین یادگاران امام بزرگوار ماست. و همگی دانیم که تاکید امام بر این مسئله به هیچ وجه به شخص امام (ره) مربوط نبود و امام (ره) همواره به ولایت فقیه فارق از مصداق آن نظر داشتند.پس یکی از مولفه های بودن درخط امام (ره)، اطاعت از ولایت فقیه و اعتقاد قلبی و عملی  به اصل 110 قانون اساسی می باشد.

اما نکته نگران کننده در این بحث به دو اشاره آقای موسوی در تبلیغات انتخاباتی ایشان باز می گردد و شاید موارد دیگری باشد که اینجانب از آنها مغفول مانده باشم.

اول اصرار ایشان بر خوارشدن ملت ایران بر اثر سیاست های خارجی دولت نهم است.

دلایل عقلی و نقلی زیادی می توان برای نادرست بودن این ادعا برشمرد.مثلا اعترافات گسترده دشمنان بر کاری بودن این سیاست ها و اینکه با ادامه پیدا کردن این روند فروپاشی بلوک غرب قطعی است و از این دست مطالب. و یا ابراز خوشحالی مستضعفین و آزادگان جهان و مهمتر از همه گروه های مقاومت در هر نقطه ی جهان (مانند حزب الله و حماس) از این سیاست ها نمونه هایی از موفقیت این سیاست هاست.

و از نظر عقلی و با توجه به نگاه امام (ره) که در برابر استکبار باید رفتاری این چنین داشت.(برای جلوگیری از اطاله کلام سندی از سخنان امام(ره) نمی آورم اما اگر کسی در خواست کند ارائه می کنم.)

اما با توجه به مقدمه این بحث و در لزوم اطاعت از ولایت فقیه، اصرار آقای موسوی در مخالفت با اظهار نظرهای صریح رهبر انقلاب از این سیاست ها جای سوال جدی دارد به نمونه هایی از اظهار نظر رهبر و آقای موسوی دقت کنید:

آقای موسوی در مناظره با آقای احمدی نژاد:

 سیاست خارجی دولت نهم عزت ملت را مخدوش و به آن لطمه زد.

آقای خامنه ای در جمع دانشگاهیان کردستان :

چرا طرح جنایات اسرائیل در تریبون های جهانی باعث خجالت عده ای در داخل می شود؟ ...مواضع صریح ملت ایران و بخصوص جوانها- در مقابل ظلمها و ستم های بین المللی هرگز نبایستی متوقف شود.

آقای موسوی در اجتماع مردم بیرجند:

 در صحنه بین‌المللی فضاحت به بار می‌آورید و به منافع ملت ما لطمه می‌زنید و وقتی به کشور برمی‌گردید آن را به عنوان یک حماسه مطرح می‌کنید.

آقای خامنه ای در بیانات بیستمین سالگرد امام(ره):

من قبول نميكنم حرف آن كسانى را كه تصور ميكنند ملت ما به خاطر پايبندى به مبانى و اصول خود، در دنيا خوار شده است، از چشم افتاده است؛ ابداً. ما دشمن داريم. دشمنان ما يك جبهه‏ى متحدى هستند متشكل از قدرتهاى مداخله‏گر و زورگوى عالم. اينها وقتى ببينند يك كشورى از مدار آنها خارج شد - كشورهائى كه اينها به عنوان اقمار خودشان در مدار خود نگه داشته بودند - مثل كشور ايران كه با انقلاب اسلامى از مدار آنها خارج شد، سعى ميكنند با او مقابله كنند، او را بكوبند؛ تحقير ميكنند؛ وسائل تبليغاتى‏شان هم زياد است. اين معنايش اين نيست كه ما عزت خودمان را از دست داديم. نه، در اعماق دل همان كسانى كه دشمن اسلام و دشمن جمهورى اسلامى هستند، احترام امام و ملت ايران رسوخ يافته است.

 

دوم طرح مسئله خودی و غیر خودی است. این مسئله، مسئله حساسی است. استدلالی که آقای موسوی در صحیح نبودن این موضوع بیان می کنند، حقوق شهروندی است.توجه به این نکته ضروری است که این دو در تقابل با هم نیستند بلکه تکمیل کننده روابط در یک جامعه اسلامی هستند به این معنی که ما در جامعه اسلامی یک حقی برای عموم مردم در نظر می گیریم (فراموش نشود در اسلام در برابر هر حقی تکلیفی وجود دارد بر عکس نظام دموکراسی غربی) که این حقوق برای همه افراد جامعه اعم از دین و سلیقه و روش و ... یکسان است. اما خودی و غیر خودی کجا مطرح می شود آنجا که پای مسئولین وسط می آید بهتر است این قسمت از بحث را از سخنان حکیمانه رهبر عزیزمان بیاورم :

گفته مى‌شود «خودى» و «غير خودى». حالا خودى و غير خودى داريم يا نداريم؟ اگر بخواهيم ملت را حساب كنيم، نه؛ آحاد ملت همه خوديند. اما جريانات سياسى، بله؛ جريان خودى داريم، جريان غيرخودى هم داريم. خودى كيست؟ خودى آن است كه دلش براى اسلام مى‌تپد؛ دلش براى انقلاب مى‌تپد؛ به امام ارادت دارد؛ براى مردم به صورت حقيقى - نه ادّعايى - احترام قائل است. غير خودى كيست؟ غير خودى كسى است كه دستورش را از بيگانه مى‌گيرد؛ دلش براى بيگانه مى‌تپد؛ دلش براى برگشتن امريكا مى‌تپد. غير خودى آن كسى است كه از اوايل انقلاب در فكر ايجاد رابطه‌ى دوستانه با امريكا بود. به امام اهانت مى‌كرد؛ اما براى امريكا اظهار علاقه مى‌نمود! كسى به امام اهانت مى‌كرد، ناراحت نمى‌شد؛ اما اگر كسى به دشمنان بيرون از مرز يا همدستان آنها اهانت مى‌كرد، ناراحت مى‌شد! اينها غريبه‌اند. اسمشان چيست، هرچه باشد؛ چه كسى هستند، به ما ربطى ندارد كه حالا بخواهم در خطبه‌هاى نماز جمعه اسم كسى را بياورم. هر كس اين‌طور باشد، غريبه است و خدا كند اين‌طورى نداشته باشيم. اين به عهده‌ى دستگاههاى مسؤول كشور است كه حواسشان جمع باشد. دستگاههاى امنيتى - وزارت اطّلاعات و وزارت كشور - نيروى انتظامى، سپاه، بسيج و بقيه، حواسشان بايد جمع باشد. اين‌كه بعضى از دلسوزان به برخى از مطبوعات گله دارند، از اين ناحيه است، والّا هيچ كس با مطبوعات آزاد مخالفتى ندارد. فلسفه‌ى اين انقلاب، آزادى است - آزادى بيان و آزادى فكر - اما طورى نباشد كه حرف و خواست و تحليل و جهتگيرىِ دشمن را بر همه‌ى حرفهاى ديگر مقدّم كنند؛ آن را اصل و ملاك قرار دهند. كسى كه با دشمن دوست شد، دوست ديگر نمى‌تواند به او اعتماد كند.8/5/78

 

نباید خلط بحث شود و موضوعات با هم بیامیزند، پس خودی و غیر خودی کردن ربطی به نقض حقوق شهروندی ندارد. اما اینکه کسی در مسئولین به خودی و غیر خودی بودن قائل نباشد بحث دیگری است که در خوش بینانه ترین حالت ساده لوحی خواهد بود.

 

در پایان از تمامی دوستان و خوانندگان عزیز این مطلب خواهش می کنم بیاییم برای حفظ انقلابمان به سخنان امام و رهبر عزیزمان -که الحمدلله بدون ذره ای انحراف در خط امام بزرگوارمان است- رجوع کنیم و به اسم و عکس امام (ره) بسنده  نکنیم. و از سویی خدای نکرده نوءمن ببعض و نکفر ببعض نشویم که این از صفات منافقین است.

سلام علی آل یس.



[i]  قسمتی از متن فرمان امام(ره)

+ نوشته شده توسط زهرا شاهد در یکشنبه 17 خرداد1388 و ساعت 2:46 |
بسم رب المهدی (عج)

شاید برای همه اعتراض به سیاست های دولت(مخصوصا سیاست های اقصادی) بسیار امری عادی و روزمره شده باشد، و این امر موافقان و مخالفانی داشته باشد. این اما خیلی مهم نیست مهمتر از آن این است که :

"انسان گاهى اوقات مى‏بيند چيزهائى ميگويند كه بى‏انصافى ميشود. نبايد اخلاق نكوهيده‏ى بى‏انصافى در جامعه‏ى ما رواج پيدا كند؛ ما نبايد دچار بى‏انصافى بشويم؛ بخصوص نخبگان، بخصوص نخبگان، نگاه كنند، منصفانه حرف بزنند."۱


آنچه اما از اهمیت مبنایی فوق العاده سرنوشت سازی برخوردار است، این است که ملت ایران در اثر اعمال و افعال کنونی رجال و مسئولان سیاسی (همچون شراکت در غارت ها، همدستی و همراهی و تأیید پنهایی چپاول بیت المال، و همزمان مظلوم نمایی و توصیه خلق به پاکدامنی و امانتداری و تقوی، و نیز حق پوشیها و دروغ ها و سکوت ها و تجاهل ها و عافیت طلبی های دنیاطلبانه) عملاً روزی به این نتیجه برسد که: برای تأمین مسکن و اشتغال و ازدواج و تحصیل خود و فرزندان مان باید دست از عدالتخواهی و مبارزه با مفسدان و غارتگران برداشت و به نحوی با آنها کنار آمد. زیرا دیدیم که تنها دولتی که قدری به علویان شباهت داشت، بدترین وضع معیشتی را برای خود و فرزندان مان رقم زد. آری! دولتمدران نهم مردان دلسوز و زحمتکشی هستند و برخی از آمال شان و آرمانشان ما را تا حدودی به یاد نیکان و شفیقان و علویان می اندازد. لیکن چه سود؟ عاقبت الامر ما می خواهیم زندگی کنیم و امور زندگی مان قرار و سامانی داشته باشد، و البته به آقا امیرالمؤمنین و فرزندانش هم احترام می گذاریم و برای تعظیم و تکریم شان هر ساله مراسم سوگواری مجللی برگزار می کنیم!

آیا ملاحظه می شود که تنهایی دولت در امر عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادی چه معنای ژرفی دارد؟ (دقت کنیم! بحث بر سر کفایت و مناسبت یکایک سیاستهای دولت نیست که این امور مقام دیگری می طلبد) آیا روشن نیست که در صورت ادامه این تنهایی و رهاگذاشتن گرگ ها و کرکس ها و کفتارها در حمله به اقتصاد مملکت و حراست و حفاظت از آنان هنگام مواجهه با دولت، نتیجتاً خراب تر شدن وضع معیشتی مردم، آحاد مردم چه احساسی نسبت به آرمان طلبی و عدالتخواهی و مبارزه با مفاسد اقتصادی پیدا می کنند؟ آیا روشن نیست که این احساس بی تفاوتی و بلکه انزجار نسبت به این ارزشهای بنیاناً هویت بخش چه تبعات و نتایجی برای انقلاب اسلامی خواهد داشت؟ آیا بنیاناً چیزی از انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند؟

                                                   قسمتی از گفتگوی سایت رجا نیوز با دکتر سعید زیباکلام شده که نگاه جالبی را مطرح می کند.

۱- قسمتی از سخنان مقام معظم رهبری در رمضان ۸۷

۲- لینک گفتگوی رجا نیوز با دکتر سعید زیبا کلام

سلام علی آل یس.

+ نوشته شده توسط زهرا شاهد در پنجشنبه 2 آبان1387 و ساعت 0:10 |
بسم رب المهدی (عج)

سلام

از اینکه مدت های زیادی است ننوشته ام هم خودم ناراحتم و هم بعضی دوستان تذکر دادند. همین جا عذر می خواهم و امیدوارم که از این به بعد بیش تر بنویسم ان شاء الله


ماجرای بحران اقتصادی در آمریکا را حتی اگر علاقه نداشته باشید که دنبال کنید حتما شنیده اید.(آمریکایی ها یک چیزی رو از این صهیونیست ها خوب یاد گرفتن : جهودبازی!) این قدر درباره اش اخبار و تحلیل های جور واجور ( و بعضا متضاد) از هرطرف شنیده می شود که آدم به فکر فرو می رود که واقعا چه اتفاقی افتاده(؟)

یک سوال جدی که اکثر کارشناسان به آن جواب می دهند، ریشه یابی این بحران است؛ چرا چنین شده؟

 یکی می گویند ماجرا از اصلاحات ریگانیسم و ماجراهای مالیاتی و ...شروع شده است

آن یکی می گوید به خاطر دلارهای بی پشتوانه این طور شده

دیگری ماجرای مسکن در آمریکا و وام ها و... را مطرح می کند 

 و ...

اما در این میان یک تحلیل من را بسیار شگفت زده کرد :

"این بحران به خاطر عمل نکردن به آیات قرآن به وجود آمده است." این جمله را یک مسلمان ایرانی خارج از ماجرا نگفته بلکه نظر تحلیل گر قدیمی و پرسابقه ی یکی از معتبر ترین مجلات اقتصادی اروپا (چلنجر) است، که البته مخالفت بسیاری از غربی ها را برانگیخته است.

یک تحلیلی هم به ذهن خودم رسیده : از اول انقلاب تا کنون استکبار جهانی هر چه توان داشته علیه ایران اسلامی انقلابی ما به کار برده و البته به فضل الهی ناکام مانده اما آخرین حربه ای که به کار برد تحریم شدید بانکی علیه ما بود که بسیاری ازکارشناسان این تحریم را دشوار می دانند- آیا بحران اخیر نتیجه این تحریم نیست؟ این بحران دقیقا بانک های آمریکایی را به شدت تهدید و تعطیل کرده! ( و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین)

در این ماجرا نمی دانم چرا دو وعده زیاد به یادم می آید، یکی وعده فروپاشی آمریکا که امام (ره) در نامه اشان به گورباچف به آن اشاره کردند و دیگری سخنرانی آقا در چندسال گذشته که گفتند شما ( خطاب به ما جوانان بود) فروپاشی آمریکا را خواهید دید. و ناگهان یاد جمله ی معروف سید حسن نصرالله می افتم که «نحن وعدکم وعد صادق» و آیه قرآن که « ان وعد الله حق »

و آخر دعوانا:  اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمة تعزّ بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله

سلام علی آل یس. 

+ نوشته شده توسط زهرا شاهد در چهارشنبه 24 مهر1387 و ساعت 1:40 |
بسم رب المهدی(عج)

هنوز ۵ سال نداشتم که خبر روح خدا به ملکوت اعلی پیوست درگوشم تنین انداخت اما به یاد دارم که چگونه این غم بر من سخت آمد و تمام آرزوهای کودکیم برای دیدار با امام عزیزم بر باد رفت و هیچ کس به دیگری کاری نداشت مادر و پدرم در خود فرو رفته بودند به اتاق دویدم٬ در را بستم و گریه کردم٬ هنوز هم دلم برایش تنگ است...


داغ های همه ی تاریخ را ما به یکباره دیدیم٬ چرا که ما امت آخر الزمانیم٬ و خمینی٬ این ماه بنی هاشم٬ میراث دار همه ی صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ....

داغ های همه ی تاریخ را ما به یکباره دیدیم.یک بار دیگر این رسول اکرم است که از دنیا رفته است؛ یک بار دیگر این علی است که به شهادت رسیده است؛ یک بار دیگر این فاطمه است و حسن است و حسین است که ما را داغدار کرده اند؛ یک بار دیگر این مهدی است که در حجاب غیبت رفته است...

امام (ره) به ما آمووخت که «انتظار در مبارزه است» و این  بزرگ ترین پیام او بود٬ و پس از او٬ اگر امیدی ما را زنده می دارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم...

 

امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم٬ با داغ جراحتی سخت بر دل و باری سنگین بر دوش. امام رفت تا بار تکلیف ما بر گرده ی عقل و اختیارمان بار شود و همان سان که سنت لایتغیر خلقت بوده است٬ چرخه ی بلیات ما را نیز به میدان کشد و آزموده شویم و این آیت ربانی درست در آید که  «و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین» (سوره ی مبارکه محمد/۳۱)

اکنون این ماییم و امانت او. دست بیعت از آستین بیعت بر آریم و در کف فرزند و برادرش و تلمیذ مدرسه اش بگذاریم که اگر بعد رحلت رسول الله ظهر حکومت اسلام به غروب خونین شهادت حسین بن علی و «شب بی قمر غیبت» انجامید٬ این بار امام فرصت یافت تا وثیقه ی حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه ای است بر این بشارت که این بار خداوند اراده کرده است تا حزب الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند. 

از کتاب آغازی بر یک پایان-داغ بی تسلی-شهید مرتضی آوینی

پ.ن:خواندن کتاب را پیشنهاد می کنم.

سلام علی آل یس.

+ نوشته شده توسط زهرا شاهد در چهارشنبه 15 خرداد1387 و ساعت 5:57 |
بسم رب المهدی (عج)

کار اندک با علم بسیار بهتر از کار بسیار ی است که با علم اندک٬ همراه با شک و تردید باشد.

                                                                                 امام علی (علیه السلام)


این مطلب واقعا من را به وجد آورد:

دولتهای استعمارگر ٬ بسیار زود متوجه این خطر شدند و بلافاصله دستور جلوگیری از ورود مجله ی "عروه الوثقی" را به ممالک مستعمره ی انگلیس و فرانسه صادر کردند. بدین وسیله اولین قدمی که "سید جمال" برای نجات ممالک اسلامی برداشته بود ٬ با شکست مواجه گردید... سید جمال به اتفاق شیخ محمد عبده از پاریس حرکت کرده و وارد مصر شدند. در آنجا جمعیتی را به نام "انجمن وطنی " تشکیل داده و از مردم برای پیوستن به آن دعوت کردند. از آنجا که این انجمن بر خلاف تمام احزاب سیاسی روز برای رسیدن به قدرت تاسیس نشده بود از سرتاسر مصر تنها ۴۰ نفر به آن پیوستند.... همگی به اتفاق آرا به این نتیجه رسیدند که تنها راه نجات ٬ بازگشت به فرامین سعادت بخش اسلام است و بس. از اینرو برنامه ی ۱۷گانه ای برای عمل تنظیم کردند :
"هر یک از اعضای انجمن در هر شبانه روز لااقل۱ حزب از قرآن را با دقت و تامل بخواند.
به جماعت خواندن نماز های واجب
ترک نکردن امر به معروف و نهی از منکر
دعوت غیر مسلمانان به اسلام
بحث به احسن شکل با مبلغین مسیخی
یاری به فقرا در حد امکان
کشف و برآوردن نیازهای مشروع نیازمندان قبل از درخواست آنان
صله رحم
عیادت بیماران
جویا شدن از حال مسلمانی که در مسجد یا محل کار دیده نشده و کوشش برای رفع مشکل او
دیدار با کسانی که از مسافرتهای مشروع برمیگردند
پرداخت حقوق واجب مالی
کوتاهی نکردن از راهنمایی افراد ناآشنا با قوانین دین و یا سایر شئون سعادت بخش دیگر
دور کردن صفات رذیله از خود بویژه تکبر و خودپسندی و جاه طلبی
گذشت از لغزشهای برادران مسلمان خود
تندخو و غضبناک نبودن در رفتار با مردم
خودداری از انجام کاری یا گفتن سخنی که نفعی (مادی یا معنوی) برای آنان یا دیگر مسلمانان ندارد"
هر یک از اعضا موظف شدند دفترچه ی کوچکی به همراه خود داشته باشند تا به هر یک از مواد هفده گانه که که عمل کردند آن را یادداشت کنند. تا در دفتر انجمن ثبت شود و چون بعضی از این مواد هفده گانه احتیاج به امکانات مالی داشت ٬ همه ی ۴۰ نفر در مرحله ی اول تصمیم گرفتند که تجملات زندگی خود را بفروشند و با حداقل ضروریات زندگی به سر ببرند و باقی درآمد خود را در اختیار صندوق انجمن قرار دهند...
٬
کارنامه ی ۱ ماهه :
عیادت ۱۵۰۰ مریض
برآوردن اختیاج ۱۲۰۰۰ محتاج
توبه ی ۸۰۰ معتاد به مشروبات الکلی
نماز خواندن ۱۳۰۰ مسلمان که نماز نمیخواندند
توبه ی ۴۰۰ زن منحرف
استعفای ۸۰ نفر از مستخدمین ادارات انگلیسی
خودداری ۵۰۰ نفر از ثروتمندان مصر از خرید کالاهای لوکس از ممالک بیگانه بویژه انگلستان
سرمایه دادن به ۷۵ نفر ورشکسته
تامین یک ساله ی ۲۰۶ نفر از نیازمندان واقعی
برقراری ۴۴ مجلس بخث با مبلغین مسیحی و وارد کردن ۱۲۰ اشکال که از دادن پاسخ به آنها عاجز شدند!
... "لرد کرومر" مستشار مالی دولت انگلستان در مصر ٬ یکباره مشاهده کرد که امور تجاری انگلیس در مصر ۳۵٪ تنزل کرده است! و ۸۰ نفر از مامورین مجرب مسلمان استعفا دادند و نمایندگان کمپانیهای انگلیسی و مخصوصا نمایندگان فربوش اشیای تجملی از عدم مراجعه ی مشتریان فریادشان بلند است که "به اندازه ی مخارج مغازه و حقوق کارکنان هم فروش نداریم"آن عده از مامورین دولت مصر کعه مامور وصول مالیات مشروبات الکلی و فواحش بودند از شغل خود استعفا دادند. فعالیتهای ۳۵ ساله ی مبلغان مسیحیت نسبت به فعالیت یک ماهه ی انجمن وطنی مصر رنگ باخت و ... .
او در اولین گزارش خود چنین نوشت:"بدین وسیله به زمامداران انگلستان اعلام خطر میکنم که اگر یک سال دیگر انجمن وطنی مصر تحت رهبری سید جمال الدین اسدآبادی ادامه پیدا کند، نه تنها سیاست و تجارت دولت انگلیس در آسیا و آفریقا یکسره نابود خواهد شد بلکه ترس آن است که نفوذ کشورهای اروپایی یکباره در سراسر جهان به خطر افتد."
و در گزارش دوم خود نیز هشدار میدهد :"انجمن وطنی مصر بدترین صاعقه ایست که برای پیشرفت ما تصور شود و باید با کمال سرعت برای تفرق آنان دستور صادر شود."
کرومر در سومین گزارش معترف است:" انجمن وطنی مصر بهترین شاهد است بر استیلای محیر العقول مسلمین در سیزده قرن قبل که در مدت کوتاهی بر ثلث کشورهای جهان تسلط یافتند.."
یکی از مبلغین مسیحی در گزارشی که به کلیسای صانپل (بزرگترین کلیسای آنوقت) ارائه کرد، آورده است:"هیچ امری عجیبتر از این واقعه نیست که 700 میلیون مسیحی در مقابل 40 نفر مسلمان که در واقع روح یک سید روحانی در کالبد آنها بیش نیست، اینگونه مقهور گردند!"
و رئیس بانک انگلستان در مصر نیز نوشت:"از غرایب روزگار این که امروز سیاست اروپا در مصر و فردا در سراسر دنیا پایمال فعالیت 40 نفر مسلمان خواهد شد که سلاحشان فقط دیانت است ."
..."بارالها! گفته ی تو راست است که "و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا" پروردگارا! گفته ی تو حق است و این انجمن مقدس به نام تو و برای یاری دین تو تشکیل یافته است . ...قرآنی که در پرتو شعاع نورانی اش دنیای دیروز و امروز را با آن انحطاط به این درجه از تمدن رسانید امروز منحصر شده به : تلاوت قبرستانها!زینت قنداق بچه! مقدمه ی انتقال اسباب منزل!چشم زخم! قسم دروغ! مشغولیت روزه داران! زباله ی مساجد! بازیچه ی مکتبخانه ها! سلاح جن زده ها! حمایل مسافرین! حرز زورخانه! سرمایه ی کتابفروشیها! ... خدایا تو گفتی و حق گفتی :" ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" آری خداوندا! ما صورت دلهای خود را از اطاعت تو برگرداندیم تو هم سعادت و شرافت ما را به ذلت و نکبت مبدل ساختی !"... -سید جمال/پانزدهمین جلسه ی انجمن
(به نقل از کتاب "بخثهای دکتر و پیر" نوشته ی شهید هاشمی نژاد)
 
سلام علی آل یس.
+ نوشته شده توسط زهرا شاهد در جمعه 10 خرداد1387 و ساعت 16:58 |